سی نما - اختلاف نظر «جیمز کامرون» و «انگ لی» در مورد آینده‌ی فریم ریت

آزمون اخیر «انگ لی» با فریم ریت بالا در فیلم «مرد دو پیکره» به شکستی تمام عیار در گیشه انجامیده است.

دوران فیلمسازی «جیمز کامرون» و «انگ لی» با نوآوری‌های فنی تعریف می‌شود، اما یکی از اختلاف نظرات این دو کارگردان در زمینه‌ی استفاده از فریم ریت بالا است. لی فیلم‌های «مرد دو پیکره» (Gemini Man) و «پیاده‌روی طولانی بیلی لین بین دو نیمه» را با ۱۲۰ فریم در ثانیه فیلمبرداری و عرضه کرد. هر دوی این فیلم‌ها در گیشه به شکست انجامیده‌اند و منتقدین از تصاویری نکوهش کردند که به بازی‌های ویدیویی شباهت داشت. «مرد دو پیکره» نزدیک به ۷۰ میلیون دلار به استودیوی پارامونت زیان مالی وارد کرده است. کامرون به تازگی در مصاحبه با کلایدر شایعه‌ی فیلمبرداری دنباله‌های «آواتار» (Avatar) با ۱۲۰ فریم در ثانیه را رد کرده و می‌گوید این اقدام صورت نمی‌گیرد زیرا معتقد است این تکنولوژی نباید در تمامی جنبه‌های فیلم استفاده شود.

کامرون می‌گوید: «فلسفه‌ی شخصی من در مورد فریم ریت بالا این است که این تکنولوژی راهی معین برای مشکلات معین در فیلمبرداری ۳ بعدی است. وقتی در برخی نماها نور شدید و جاتر یا حرکتی جانبی معینی در فریم داشته باشید، در فیلمبرداری ۳ بعدی تمرکز را بر هم می‌زند. به نظر من، [فریم ریت بالا] تنها راه حلی است برای آن نماها. فکر نمی‌کنم یک فرمت فیلمبرداری باشد. نظر شخصی من است. می‌دانم که انگ چنین فکری می‌کند. به نظر من مثل فیلمبرداری ۷۰ میلی‌متری مهم و انقلابی نیست و ابزاری است برای رفع مشکلات فیملبرداری ۳ بعدی.»

کامرون می‌گوید تنها بعضی از نماهای دنباله‌های آواتار را با ۱۲۰ فریم در ثانیه فیملبرداری کرده تا حرکات ۳ بعدی نرم‌تر شود. برخلاف «مرد دو پیکره» تمامی صحنه‌های دنباله‌های «آواتار» با این فریم ریت فیلمبرداری نشده است. یکی از عوامل شکست لی در استفاده از فریم ریت بالا این بود که تصویر بیش از حد واضح به نظر می‌رسید. اغلب منتقدین می‌گویند این تکنولوژی در سکانس‌های اکشن فیلم «مرد دو پیکره» موفق بوده است.

کامرون به کلایدر می‌گوید: «مسئله این است که هرچه سوژه، یا دو نفری که در آشپزخانه به گفتگو نشسته‌اند، زمینی‌تر باشد، نتیجه بدتر خواهد بود، زیرا احساس می‌کنید که در محل فیلمبرداری در کنار بازیگرانی که گریم شده‌اند حاضرید. تا این اندازه واقعی است، متوجه‌اید؟ اما به نظر من وقتی سوژه‌ای غریب در کار باشد، حتی اگر از جلوه‌های ویژه استفاده شده باشد، این فرا-واقعیت در حقیقت به مخاطب کمک خواهد کرد. بنابراین از نظر من، مانند یک چوب‌دستی جادویی است که در بعضی لحظات خاص و وقتی نیاز دارید از آن استفاده می‌کنید. ابزاری است برای خلق اثر.»

لی اوایل اکتبر توضیح داده بود که آزمون به کارگیری فریم ریت بالا نتیجه‌ی پذیرش فیلمسازی دیجیتال است: «فیلمسازان سعی دارند کاری کنند که فیلمبرداری دیجیتال مانند فیلم [سلولوئید] به نظر برسد. در حالی که رسانه‌ای متفاوت با نحوه‌ی ادراک متفاوت و نیازمندی‌های متفاوت است. فیلمبرداری دیجیتال نمی‌خواهد شبیه به فیلم [سلولوئید] باشد، بلکه می‌خواهد چیز دیگری شود. من فکر می‌کنم باید از این مرحله عبور و آن چه می‌خواهد باشد را کشف کنیم.»

اولین دنباله‌ی «آواتار» دسامبر سال ۲۰۲۱ و به فاصله‌ی ۱۲ سال پس از اکران قسمت اول عرضه می‌شود. «آواتار» در سال ۲۰۰۹ به لطف فیلمبرداری انقلابی ۳ بعدی‌اش چندین هفته در صدر جدول فروش فیلم‌ها در آمریکا قرار گرفت و با ۲.۷۹ میلیارد دلار به اکرانش پایان داد. این فیلم رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ را که از «تایتانیک» ستانده بوده تا تابستان امسال و پیش از اکران «انتقام‌جویان: آخر بازی» حفظ کرد.

کامرون دو قسمت بعدی «آواتار» را به صورت یکجا فیلمبرداری کرده و قصد دارد دو دنباله‌ی دیگر را هم به سه قسمت فیلمبرداری شده اضافه کند. اما مهمترین پرسش هالیوود امروز این است که آیا هیجان دیدن دنباله‌های «آواتار» پس از یک دهه همچنان باقی است؟ دیزنی این دنباله‌ها را دسامبر سال ۲۰۲۱، ۲۰۲۳، ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ اکران می‌کند. این در حالی است که حساب رسمی توئیتر «آواتار» ۲۱ اکتبر با ارسال میمی که اکنون حذف شده، علناً اعتراف کرد که مردم تمایلی به دیدن دنباله‌های این فیلم ندارند. این میم دنباله‌های «آواتار» را به کربوهیدرات‌ها تشبیه کرده بود زیرا مردم ادعا می‌کنند که به آن‌ها نیازی ندارند.

دنباله‌های «آواتار» «سم ورتینگتن» و «زوئی سالدانا» را بار دیگر در کنار هم قرار داده و کامرون «کیت وینسلت» ستاره‌ی «تایتانیک» را در نقش شخصیت جدیدی معرفی کرده است. دیگر بازیگران این فیلم‌ها شامل «وین دیزل»، «میشل یو»، «ادی فالکو»، «اونا چاپلین» و «دیوید تیولیس» می‌شود. دنباله‌ی اول «آواتار» ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱ توسط دیزنی اکران می‌شود.

2 آبان 1398 01:00

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.

دیدگاه های ارسال شده

a45666 پروفایل 6 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

اینکه حرف کی درسته رو در اینده فقط میشه فهمید

نمایش دیدگاه
romapola پروفایل 2 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

من موندم چرا آنگ لی انقدر اصرار داره اینگونه فیلم بسازه . بابا تو استادی صاحب سبکی ، چه اصراری داری فیلم های سه بعدی ، اکشن ، 120 فریم بسازی . ما تو رو با شاهکارهایی مثل lust caution و بروکبک مونتین میشناسیم . انقدر میخوای از این فیلم های شکست خورده بسازی که تا سال های سال کسی پول نده تا فیلم بسازی . خواهش میکنم برگرد کشورت و یه درام خوشگل تحویل ما بده .

نمایش دیدگاه
Reza-D پروفایل 2 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

“شاهکاری مثل Brokeback Mountain” !!!!!!!!!
کی فکرشو می‌کرد یه زمانی از ….. بودن به عنوان شاهکار یاد بشه 🙂

نمایش دیدگاه
romapola پروفایل 2 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

کسی نگفت که ….. بودن شاهکاره !!!! خود فیلم شاهکاره . احساسی که در فیلم جریان داره شاهکاره . بازی ها شاهکاره .

نمایش دیدگاه
Reza-D پروفایل 2 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

متوجه هستم دوست عزیز
اما وقتی تمام این نکات مثبت که گفتید در اختیار یه هدف پوچ قرار بگیره ارزش خودش رو از دست میده

نمایش دیدگاه
Reza-D پروفایل 2 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

حرف کامرون که کیفیت بالای تصاویر باعث مصنوعی شدن فیلم میشه تا حدودی درسته
اما به فرض که از فریم ریت بالا استفاده نشه، رزولوشن 8K رو می‌خواد چکار کنه؟ این رزولوشن هم خیلی از جلوه‌های کامپیوتری رو برجسته می‌کنه
تصاویر «مرد دو پیکره» برای این تو ذوق منتقدین زده چون هنوز چشم‌ها به فریم ریت بالا عادت نکردن
به نظر من رفتن به سمت فریم ریت بالا اجتناب ناپذیره، همونطور که رفتن به سمت رزولوشن 8K اجتناب ناپذیره
برای حل مشکل مصنوعی شدن تصاویر راهش این نیست که کیفیت تصویر رو پایین نگه داریم
به نظر من راه حل رو باید توی «رنگ» پیدا کرد. به این صورت که توی فیلم‌هایی که جلوه‌های کامپیوتری زیاد دارن سعی بشه «رنگ‌ها» بیش از حد تمیز و کارتونی نباشه
کاری که “جان فاورو” در فیلم‌های “کتاب جنگل” و “شیرشاه” انجام داد و با استفاده از رنگ‌های سرد، تصاویر رو به حقیقت نزدیک کرد

نمایش دیدگاه
Oulipo پروفایل 4 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

دوست عزیز
لطفا در مورد این گفته خود قدری توضیح دهید:
“با استفاده از رنگ‌های سرد، تصاویر رو به حقیقت نزدیک کرد”

نمایش دیدگاه
Reza-D پروفایل 4 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

با دوربین گوشی از بخشی از خونه خودتون فیلم بگیرید، بعد فیلم رو پخش کنید و با واقعیت مقایسه کنید (شاید قبلاً انجام داده باشید)
مشاده خواهید کرد که تصاویر در گوشی خیلی درخشان‌تر و با رنگ‌آمیزی غلیظ هستن اما در دنیای واقعی و طبیعی، گر چه جزئیات رو به وضوح می‌بینید اما اون مقدار درخشندگی وجود نداره
این موضوع دلایل مختلفی داره اما مهمترین دلیلش اینه که در دنیای واقعی نور طبیعی وجود داره نه نور مصنوعی. نور طبیعی تصاویر رو همونطور که هست به چشم ما می‌رسونه
اما در تصاویر ساختگی از نور مصنوعی استفاده میشه و نور مصنوعی باعث میشه رنگ‌ها بیش از اندازه درخشان بشن
یکی از اشکالات تصاویر کامپیوتری دقیقاً همین درخشان بودن بیش از حد رنگ‌هاست
وقتی درخشندگی زیاد بشه رنگ‌ها غلیظ‌تر میشن و تصایر مصنوعی نشون داده میشن. این موضوع زمانی بدتر میشه که جزئیات بیشتر باشه
در فیلم‌هایی که موجودات تخیلی رو با این تکنولوژی میسازن بیننده متوجه این تفاوت نمیشه چون اون موجود حقیقیش وجود نداره که مقایسه کنیم
اما اگه قرار باشه یه انسان یا یه حیوان ساخته بشه، چون ما حقیقی اون رو قبلاً دیدیم به راحتی متوجه این تفاوت میشیم
خب در دنیای مجازی که نمیشه از نور طبیعی استفاده کرد، پس راه حل چیه؟ راهش اینه که از رنگ‌های سرد استفاده کنیم
یعنی حالا که نور طبیعی در اختیار نداریم، خودمون رنگ‌ها رو با درخشندگی کمتر خلق کنیم تا به شرایط طبیعی نزدیک‌تر بشه
در این عکس که لینکش رو گذاشتم، تصویر سمت راست رنگ‌های غلیظ و درخشان داره اما تصویر سمت چپ رنگ‌های سرد و طبیعی داره:
http://news.doddleme.com/wp-content/uploads/2011/10/fargo-coolvswarm.jpg

نمایش دیدگاه
Oulipo پروفایل 4 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

سپاس از توضیح شما
اما دو نکته: اساس تصویر سینمایی و اجزای بصری آن بر وَهم Illusion بنا شده است، من‌جمله عمق تصویر، حرکت (بدین معنا که شیء واقعی در کار نیست)، و رنگ. به بیانی دیگر، بر پرده‌ای دوبعدی وَهم دنیای واقعی بر ما نازل می‌شود.
بر همین اساس از دیدگاه من اصولا تلاش برای هرچه واقعی‌تر جلوه دادن وَهم در جنبه‌های گوناگونش (عمق، حرکت، رنگ) تلاشی موهوم است و ارتباط چندان مستقیمی با روح سینما ندارد.
از تمامی این مباحث زیبایی‌شناختی هم که بگذریم، طبیعی بودن رنگ اجسام از دید هرکس متفاوت است و هرگز به یک تصویر واقعی متحد نمی‌توان رسید.
اما دو واژه در توضیحات شما بود که به‌گمانم باید کمی به آنها دقیق‌تر پرداخته شود: “حقیقت” و “درخشندگی کمتر و رسیدن به رنگ سرد طبیعی”
“حقیقت” یک واژه متافیزیکی است و باید در به‌کاربردن آن محتاط‌تر بود. آن‌چه مدّنظر شماست به واژه “واقعیت” نزدیک‌تر است.
اما رنگ سرد و رنگ گرم ارتباطی مستقیم با طبیعی بودن تصویر ندارند و تنها با ماهیت رنگیِ شیء در نور فضای خاص تصویر مرتبط است.
در تصویری که به گمانم از فیلم “فارگو” است و شما زحمت قرار دادن لینک آن را کشیده‌اید دو شیء نزدیک‌تر به ما (بازیگران) شاید از نقطه‌نظر رنگ (به‌دلیل برفی بودن محیط) طبیعی‌تر شده باشند اما دنیای برف‌گرفته پشت‌سر آنها به دلیل همین سرد شدن به آبی متمایل شده و طبیعی بودن آن از دست رفته است.
درنهایت باید اضافه کنم که استفاده از رنگ در سینما ارزشی هنری دارد و ابزار فیلم‌ساز است برای القای حس، اندیشه، پیش بردن قصه،… و پرداختن به آن صرفا برای طبیعی جلوه دادن، تصویر سینمایی را از اعتبار ساقط می‌کند.

نمایش دیدگاه
Reza-D پروفایل 4 آبان 1398
پاسخ به دیدگاه

موفق باشی 🙂

نمایش دیدگاه